خرید بک لینک

درباره سایت

تسلی ناپذیر

امکانات وب

اکثر اوقات سعی کردم برای آدمای اطرافم کم نذارم اما اونا با من اینطوری نبودن، به مرور زمان مسائلی برام روشن شد که نسبت به اون لحظه هایی که فکر میکردم بهترین لحظه های زندگیم باشن تردید دارم. احساس حماقتم بخاطر اینه که بیش از حد به دنیا و آدمای اطرافم اعتماد داشتم. من از آدمایی رودست خوردم که حتی یک ذره هم بهشون شک نکردم. تنها مزیت اش باز شدن چشمم به روی واقعیت های زندگی بود. فکر میکنم هیچ چیز بدتر از این نیست که دیگه نتونی به کسی اعتماد کنی. برچسبها: تنهایی های من, روز نوشت+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶ساعت 8:25 توسط me

برچسب: نویسنده: ستایش باقریان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:46

برای اولین بار سوار قطار شدم. شاید خنده دار باشه، اما نمیتونم حسمو بیان کنم. نمیتونم درکش کنم. در یک صبح دل انگیز تابستان، دیدن کشاورزانی که به سر کار میرفتن، بهترین منظره ی دنیا بود. چند تا عکس هم گرفتم که میخوام نگهشون دارم... مثل بلیطم.
برچسبها: روز نوشت, روزهای خوب در راهند
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 7:1 توسط me

برچسب: روز,خوب, نویسنده: ستایش باقریان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:46

صفحه بندی